الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

82

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

« سلام خدا بر تو باد ! اى عيسى برگرد كه خانه ات روى وسايلت خراب شد ! » برگشتم ديدم خانه‌ام ويران شده است ، كارگرانى گرفتم تمام وسايل مرا از زير آوار درآوردند جز يك سطل چيزى گم نشد ، چون فرداى آن روز خدمت آن حضرت رفتم سلامى عرض كنم ، فرمود : اگر از وسايلت چيزى گم شده است ، سرش را مدتى پايين انداخت سپس رو به من كرد و فرمود : « گمان مىكنم كه تو فراموش كرده‌اى ، از كنيز صاحب آن خانه بپرس و بگو : تو آن سطل را در مستراح گذاشته‌اى آن را بازگردان ! او بازمىگرداند ! » همين كه برگشتم سراغ كنيز صاحب خانه رفتم و گفتم : من سطل را داخل مستراح فراموش كرده‌ام آن را برگردانيد تا من وضو بگيرم ! او سطل مرا بازگرداند . « 1 » 92 - « 2 » از جمله آن‌كه على بن حمزه مىگويد : امام كاظم عليه السلام مرا دنبال كارى فرستاد ، آمدم ناگهان ديدم معتب ( خدمتكار امام عليه السلام ) بر در منزل است ، گفتم : موقعيت مرا به مولايم اعلام كن ! معتب وارد خانه شد و زنى به من برخورد با خود گفتم : اگر معتب وارد نشده بود و موقعيت مرا به مولايم اعلام نكرده بود ، دنبال اين زن مىرفتم و از او بهره‌مند مىشدم ! متعب بيرون آمد و گفت : وارد شو ! وارد شدم ديدم امام عليه السلام در مصلّى زيرش متكايى است دستش را دراز كرد و از زير متكا كيسه پولى درآورد و به من داد و گفت : « برو به آن زن برس ، او در بقيع داخل مغازهء علّافى منتظر تو است » . پول‌ها را گرفتم ، من چنان بودم كه هر وقت چيزى مىگفت حرف او را رد نمىكرد ! رفتم بقيع ديدم آن زن داخل مغازهء علّاف

--> ( 1 ) - خرائج : ص 281 . ( 2 ) - همان : ص 282 . حديث شمارهء ( 91 ) با اندك تفاوت لفظى مثل شمارهء ( 81 ) بود - م .